قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

670

تاريخ الفي ( فارسى )

دست بيعت به شخصى داد سزاوار آن است كه به آن وفا كند ، بنابراين مأمول و متوقّع از تو چنان است كه مادام كه مكروهى از اين‌جانب به تو نرسد از تو امرى كه موجب تنفّر خاطر من باشد صادر نگردد و وظيفه آنكه به قول جمعى سفها كه طالب فتنه‌اند عمل ننمايى . و السّلام امام حسين ، عليه السّلام ، در جواب نوشت كه : به‌هيچ‌نوع ميل مخالفت و محاربت تو ندارم . بايد كه خاطر فارغ دارى . و السّلام . در كامل التواريخ چنين آورده است كه با حجر دوازده كس كشته شدند و اسامى ايشان : حجر بن عدىّ ، أرقم بن عبد اللّه الكندىّ ، شريك بن شدّاد الحضرمى ، صيفى بن فسيل الشيبانى ، قبيصة بن ضبيعة بن عبسى ، كريم بن عفيف خثعمى ، ورقاء بن سمى بجلّى ، عاصم بن عوف بجلّى ، كدام بن حيّان العنزى ، عبد الرحمن بن حسّان العنزى ، محرز بن شهاب التميمى ، [ و ] عبد اللّه بن حويّه السّعدى . و زياد بن ابيه دو كس ديگر را به ايشان ملحق ساخت : يكى عتبة بن الاخنس و ديگرى سعد بن نمران الهمدانى ، كه مجموع چهارده نفر شدند . « 1 » از آن جمله هفت كس چون از ولاء علىّ بن ابى طالب تبرّا ننمودند و بر محبّت شاه ولايت ثابت‌قدم بودند به عزّ شهادت فايز شدند . اسامى آن هفت كس اينهاست : حجر بن عدىّ ، شريك بن شدّاد الحضرمى ، صيفى بن فسيل العبسى ، محرز بن شهاب تميمى ، قبيصة بن ضبيعه ، كدام بن حيّان العنزى ، عبد الرحمن بن حسّان العنزى . و گويند اين عبد الرحمن را زنده در گور كردند . « 2 » و از حسن بصرى منقول است كه مىگفت در معاوية بن ابى سفيان چهار خصلت بود كه هر يكى از اينها موجب سخط و غضب الهى است : يكى خروج بر امام مفترض الطاعة و محاربه با او تا به حدّى كه بسيارى از اصحاب پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، به قتل رسيد [ ند ] . دوّم وليعهد ساختن پسر خود يزيد را ، و حال آنكه او شارب خمر بود على الدوام و لابس حرير بود . سيم زياد را برادر نسبى خود خواندن ، و حال آنكه پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، فرمود : الولد للفراش و للزّانى الحجر . چهارم كشتن حجر بن عدىّ و اصحاب او . و در كامل التواريخ مسطور است كه حجر در وقت كشتن گفت : اى ياران ! زنجير آهنين از من برمداريد كه من فردا معاويه را به اين هيئت ملاقى شوم و گردنش مىزنم .

--> ( 1 ) . ورقا و عاصم به شفاعت يزيد بن اسد بجلى و با تأييد جرير بن عبد اللّه بجلى از كشته شدن خلاص شدند . ارقم به شفاعت وائل بن حجر ، سعد بن تمران بنا به توصيهء حمرة بن مالك همدانى ، عبد اللّه بن حويّه با وساطت جيب بن مسلمه ، و عتبه نيز بنا به خواهش ابن اعور سلمّى از مرگ خلاص شدند . معاويه همچنين كريم بن عفيف خثعمى را به شفاعت شمر بن عبد اللّه ، به شرط اينكه وارد كوفه نشود ، بخشيد . ( 2 ) . علّت زنده‌به‌گور شدن عبد الرحمن ، پرخاش مجدّد وى به معاويه و طرفدارى قاطع از على بن ابى طالب ( ع ) بوده است . طبرى مىنويسد : عبد الرحمن را پيش زياد فرستاد ، كه در قس الناطف زنده‌به‌گور شد ؛ - تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 2844 .